تبليغاتX
اندیشه

 

غرب، اسلام و اسلامگرایی

آیا اسلام ایدئولوژیک با لیبرال دموکراسی سازگار است؟

 

مولفان: کارولین کوکس و جان مارکس

مترجم: مهدی حجت

 بخش چهارم

۴- منازعات بین جوامع غربی و جوامع اسلامی: گذشته و حال

          جوامع غربی مدرن و مراکز علمی­ای که آنها بار می­آورند، از حیث فکری، اقتصادی و سیاسی از جوامع بسته­ای که در آنها تمام نهادها تحت سلطه یک قالب ایدئولوژیکی قرار دارند، آزادتر، بازتر و موفق­تر هستند. این تمایزهای آشکار در اغلب موارد موجب می­شوند تا جوامع ایدئولوژیکی سعی کنند به جوامع غربی که تا کنون در رقابت علمی یا اقتصادی با آنها شکست خورده­اند آسیب رسانده یا حتی نابودشان کنند.

          مردم این جوامع که در مقایسه با جوامع غربی از محرومیت نسبی رنج می­برند احتمالاً احساس حقارت و ناخشنودی می­کنند و در مقابل احیای مجدد انگیزه­های تندروانه آسیب پذیر می­شوند. این سرافکندگی و احساس حقارت در مورد اسلام اغلب با خاطرات دوران نخستین اسلام در تاریخ، زمانی که کشورهای اسلامی به طور موفقیت­آمیز و اغلب به طور مداوم، سلطه خود را گسترش می­دادند و یک قدرت عمده در جهان محسوب می­شدند تقویت می­شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 16:22  توسط مهدی حجت  | 

 

غرب، اسلام و اسلامگرایی

آیا اسلام ایدئولوژیک با لیبرال دموکراسی سازگار است؟

بخش سوم 

۳- ساختارهای سیاسی و اجتماعی

مقایسه جوامع غربی و جوامع ایدئولوژیک

          ساختارهای اجتماعی و سیاسی جوامع غربی مدرن نمایانگر ارزشهای تساهل، تکثرگرایی و آزادیهای فردی هستند که در نهادهای سیاسی و اقتصادی، در حوزه­های فرهنگی و مذهبی، و مهمتر از همه در نهادهای مرتبط با آزادی بیان، مبادله و دسترسی به اطلاعات از اهمیت بنیادی برخوردارند. جوامع غربی همانند مراکز علمی خود به طور نسبی نامتمرکز هستند. نهادها و ارزشهای این جوامع با هم ترکیب می­شوند تا بر اعمال قدرت متمرکز نظارت و موازنه پیچیده را اعمال نمایند. در مقابل جوامع ایدئولوژیک گرایش به یکپارچگی دارند، شدیداً نامتساهل نسبت به مخالفت، و عملاً فاقد آزادیهای فردی هستند. کنترل بر تمام جنبه­های زندگی – سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، مذهبی – اعمال می­شود و اغلب به طور اساسی به نام ایدئولوژی مسلط – اسلام سنتی، اسلامگرایی یا مارکسیسم – تقویت می­شود. از آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات به طور گسترده جلوگیری می­شود به خاطر اینکه همسازی و مطابقت با ایدئولوژی مسلط از اهمیت محوری برخوردار است. هیچ نظارت موثری بر اعمال قدرت توسط هیات حاکمه وجود ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 16:40  توسط مهدی حجت  | 

غرب، اسلام و اسلامگرایی

آیا اسلام ایدئولوژیک با لیبرال دموکراسی سازگار است؟

 بخش دوم

۲- مفاهیم دانش و حقیقت

اصول شناخت­شناسانه: روش علمی و مراکز علمی در جوامع «غربی»

          واژه «روش» در اینجا برای دلالت بر نظامی از ارزشها، اصول و اعمال هموند به کار برده می­شود.

          هدف اصلی مراکز علمی یا دانشگاهها در جوامع غربی عبارت است از حفظ، انتقال و توسعه دانش به نحوی که تحت عنوان «روش علمی» قابل دسته­بندی باشند. رویه­های علمی در این مراکز علمی­ بر مبنای ارزشهای گشودگی و سعه­صدر، عدم قطعیت و تکثرگرایی استوار است. در جستجو و کاوش برای حقیقت از انتقاد به عنوان یک امر حیاتی استقبال می­شود.

 اعتبار دانش بر این مبانی استوار است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 16:10  توسط مهدی حجت  | 

 

غرب، اسلام و اسلامگرایی

آیا اسلام ایدئولوژیک با لیبرال دموکراسی سازگار است؟

 بخش نخست

مولفان: کارولین کوکس و جان مارکس

مترجم: مهدی حجت

پیشگفتار

هدف این اثر کمک به صلح و آشتی و فهم متقابل بین اسلام و غرب است. همان طور که مولفان این اثر اذعان می­کنند صحبت راجع به غرب به معنی توصیف یک سنت فکری یکدست و یکپارچه نیست. غرب بین خودکامگی و دموکراسی و بین خودکامگی و لیبرالیسم درگیر بوده است. در قرون گذشته زمانهایی وجود داشته که پیروزی دموکراسی و لیبرالیسم به هیچ وجه قطعی به نظر نمی­رسید. حتی اگر ما در تاریخ غرب بیشتر به عقب برگردیم می­بینیم که خود مسیحیت در قرون شانزدهم و هفدهم شدیداً به دو فرقه کاتولیک و پروتستان تقسیم شده بود.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 0:50  توسط مهدی حجت  | 

 

اومانیسم

مولف: جان سی. لویک

مترجم: مهدی حجت

واژه فلسفی «اومانیسم» به مجموعه¬ای از مفاهیم راجع به ماهیت، ویژگی¬های تعیین¬کننده، توانمندی¬ها، آموزش و ارزش¬های افراد انسانی اشاره دارد. اومانیسم به یک معنا یک نظام فلسفی منسجم و قابل تمیز است که داعیه¬های هستی¬شناختی، معرفت¬شناختی، انسان¬شناختی، زیبایی¬شناختی، آموزشی، اخلاقی و سیاسی خاصی را عرضه می¬دارد. در معنایی دیگر بیشتر به عنوان یک روش و یک مجموعه مسائلِ به نحوی نادقیقِ مرتبط به هم، راجع به ماهیت و ویژگی افراد انسانی دانسته می¬شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 1:56  توسط مهدی حجت  | 

 

پلورالیسم سیاسی در اندیشه اسلامی معاصر عرب

 

مولف: عزام تمیمی

مترجم: مهدی حجت

 

واژه پلورالیسم مانند دموکراسی، جامعه مدنی و سکولاریسم در فرهنگ اسلامی واژه­ای نورسیده است. رد پای آن احتمالاً به آثار اصلاح­طلبان قرن نوزدهم باز می­گردد، اما اشاره به آن در آثار پیشین به ندرت یافت می­شود. هدف این پژوهش تشریح مختصر برخی نمونه­های رفتاری است که در آنان اندیشه اسلامی معاصر به مسئله پلورالیسم پرداخته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 21:13  توسط مهدی حجت  | 

 

اندر باب غیبت دموکراسی در جهان اسلام

  

مولف: اصغر علی انجینیر

مترجم: مهدی حجت

 در برنامه­ای تلویزیونی سردبیر روزنامه­ای ملی و معروف این سئوال را از من پرسید که چرا اسلام تا این حد غیردموکراتیک است؟ این پرسش مرا بر آن داشت تا مقاله حاضر را بنگارم. به این پرسش باید پاسخ گفت. آیا ماهیت تعالیم اسلام غیردموکراتیک است؟ چرا هیچ کشور مسلمانی دارای نظام دموکراتیک نیست؟ تقریباً تمامی کشورهای اسلامی یا تحت سیطرة شاهان، شیوخ و یا دیکتاتورهای نظامی هستند و یا ساختاری نیمه­ـ­دموکراتیک دارند. این پرسش مهمی است که مستلزم پاسخی درخور و قانع­کننده است. پرسش مهمتر در این رابطه این است که آیا اسلام مسئول این وضعیت مسلمانان است؟ آیا اساساً مذهب می­تواند دموکراتیک یا غیردموکراتیک باشد؟ یا این پیروان مذاهب هستند که آنها را دموکراتیک یا غیردموکراتیک می­کنند.

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 21:12  توسط مهدی حجت  | 

 

آیا اسلام و سکولاریسم با یکدیگر ناسازگارند؟

 

مولف: یاسر لطیف حمدانی

مترجم: مهدی حجت

 

          از زمانی که مصطفی کمال آتاتورک نظام خلافت را الغاء کرد و دین را از دولت جدا نمود، بحثی شگرف جهان اسلام را متلاطم کرده است. شاید در هیچ جا این بحث به اندازه پاکستان شدت نداشته است، جایی که جناح به طور آشکار و محکم اعلام نمود که دین نباید به هیچ وجه در امور دولت مداخله نماید. مسئله این است که آیا مفهوم جدایی دین از دولت در گفتمان اسلامی قابل پذیرش است. در این خصوص به وضوح ما شاهد دو دسته هستیم. یک دسته معتقد است که این امر قابل پذیرش است اما دسته­ای دیگر بر این باور است که چنین مفهومی با فهم اسلامی سیاست مغایرت دارد. در ادامه مقاله از عنوان «مسلمانان سکولار» برای گروه نخست و «اسلام­گرایان» برای گروه دوم استفاده می­کنم.

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 3:21  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و دموکراسی: برداشتها و سوء برداشتها

 

مولف: محمد عمر فاروق

مترجم: مهدی حجت

 

          اسلام همچنان در کانون توجه جامعه جهانی قرار دارد. با این حال جهان اسلام ـ با تقریباً یک و نیم میلیارد نفر جمعیت ـ اکنون در وضعیت نابسامانی به سر می­برد و بین آرمانهای مدرن و نیز این جهانی زندگی از یک سو و گسست از شکوه و عظمت گذشته و ارزشهای تعالی­بخش ـ باورهایی که این مردم با آنها هویت می­یابند ـ از سوی دیگر گیر افتاده است.

          جهان اسلام در پی آن است که بدون جدایی از اسلام بر مشکلات خود فائق آید. کشورهای غربی نیز که اکنون بر جهان سیطره دارند ظاهراً ترجیح می­دهند که جهان اسلام پیشرفت نموده و به جلو حرکت کند اما با جدایی خود از اسلام، مگر در سطح شخصی یا معنوی، مشخصاً اینکه موقعیت کنونی جهان را به مخاطره نیندازد.

          کشورهای غربی عمدتاً دموکراتیک هستند و ادعا می­کنند که تمایل دارند گسترش دموکراسی را در سراسر جهان شاهد باشند. آنها دموکراسی را یک آرمان مدرن ضروری می­پندارند که بی­گمان دست­یابی به خواسته­های مدرن زندگی را ممکن می­سازد. روبنای کنونی جهان – که از نظر قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی و تکنولوژیکی و سازافزارهای همراه تعریف می­شود – مشخصاً توانمندی دموکراسی را انعکاس می­دهد. ابرقدرتهای مدرن نظیر شوروی که دموکراسی را نپذیرفتند فرو پاشیده­اند. چین قدرت عمدۀ دیگر، علی­رغم برخی موفقیتهای اقتصادی در مقایسه با کشورهای غربی به طور قابل ملاحظه­ای از سطح زندگی پایین­تری برخوردار است.

          دموکراسی به عنوان بنیاد و شالوده تمدن غرب تلقی شده و قویاً به بقیه جهان و بشریت توصیه می­شود. در واقع در برخی مواقع دموکراسی حتی به نوش­دارویی نیز ترفیع داده می­شود. گفتمانهای مربوط به اسلام، جهان اسلام و دموکراسی در حال فزونی هستند. اما واقعاً رابطه بین اسلام و دموکراسی چگونه است؟ آیا آنها کاملاً با یکدیگر سازگار هستند؟

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 14:0  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و سکولاریسم: زوج مغایر یا همباز!

 

 

مولف: افتخار مالک

مترجم: مهدی حجت

 

        چند ماه پیش از من خواسته شد تا مباحثی را در نشستی گروهی در لندن در خصوص اسلام و سکولاریسم مطرح نمایم. در حالی که پیشنهاد بررسی مجدد حوزه سکولاریسم، مدرنیته و تمدن غرب، حتی خرد معیار و تا اندازه­ای سازگار و آیینی در باب اسلام را می­دادم، در نهایت برخی از همکاران ارجمند و فرهیخته مسلمان خودم را پریشان ساختم. تا اندازه­ای آن نشست مقصود مرا از تبدیل مسئله به بحثی ژرف برآورد گرچه برخی اظهارات کاملاً نامربوط بودند، شبیه آنانی که در گردهمایی­های مختلف در کشورهای اسلامی تصادفاً می­یابیم. در نظر برخی از «مخالفان» پر سر و صدا در این گروه لندنی، اسلام و سکولاریسم نه تنها دو سنت کاملاً متفاوت (حتی متخاصم) بودند، بلکه خود این واژه ترکیبی متضاد می­نمود. به عبارت دیگر من در حال جستجوی نقطه تلاقی­ای بین این دو مسیر متضاد، یا می­بایستی خیلی بی­مسئولیت بوده و یا تنها نسبت به مدرنیته ناسنجیده و ستیزگرای خوشبین بودم. همان طور که در آثار موجودم «اسلام  و مدرنیته» (پلوتو 2004) و «اسلام، مدرنیته و جهانی شدن: تراژدی بوسنی» (وانگورد 2003) فراوان نشان می­دهم، مدرنیته علی­رغم تاکیدش بر حقوق بشر، عقل، برابری جنسی و تسهیلات تکنولوژیکی دیگر، خودش هنوز یک مسئله و معضل است و به طور وسیعی در قبال فزونی­های بسیار زیاد خشونت جمعی مسئول بوده است. تجارت برده، استعمارگرایی، نژاد­پرستی، شرق­شناسی، جنگ­ها و منازعات جهانی، کشتار جمعی، پاک­سازی قومی و نفاق­های مذهبی/فرقه­ای تا حد زیادی به واسطه هجوم ناموجه از ناحیه مدرنیته اروپامحور رخ نموده است. اروپاسازی جهان از قرن پانزدهم تجربه انسانی مختلط اما به طرز چشمگیری دردناک بوده است و به همین دلیل است که کل ایده پیشرفت تا این حد مورد شک و تردید قرار گرفته است. تفسیر منازعات دوران معاصر به سادگی تحت عنوان برخورد فرهنگ­ها یا ستیز بین سنت و مدرنیته دیگر امری ساده­انگارانه است.

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 2:58  توسط مهدی حجت  | 

سياست خارجي انقلابي، ترميدوري، ابهامي: خاتمي و «بيم موج»

 

مولف: مهدی مظفری

مترجم: مهدی حجت

مقدمه:

هر رژيم انقلابي موفق داراي يك سياست خارجي انقلابي است. سياست خارجي انقلابي همراه هر انقلابي است، اما انقلاب تا بي‌نهايت ادامه نمي‌يابد. ناگزير زماني فرا مي‌رسد كه انقلاب ديگر انقلاب نيست، و اين يعني ترميدور. سياست خارجي ترميدوري از سياست خارجي انقلابي متفاوت است. تفاوت آنها در مورد جوهر و حقانيت انقلاب نيست، حتي در باب «درست بودن» پيام اوليه انقلاب نيز نيست. رژيم ترميدوري مشروعيت خود را از رژيم انقلابي كسب مي‌كند، و منكر گفتمان اساسي آن نمي‌شود. تفاوتها به سبك و شيوه دست يافتن به اهداف انقلاب محدود مي‌شود. رژيمهاي ترميدوري نيز در معرض تغيير هستند. اين تغيير زماني رخ مي‌دهد كه رژيم ترميدوري با تقاضاها و فشارهاي شديد داخلي و خارجي جديدي مواجه مي‌شود. لحظه حساس زماني فرا مي‌رسد كه فشارهاي داخلي و خارجي تقريبا به شكلي موزون با يكديگر تلاقي كنند. در چنين وضعيت حساسي، بقاي رژيم به قابليت سازگاري رژيم ترميدوري با وضعيت جديد بستگي دارد. رژيمي كه قدرت را در دست دارد در واقع بجز برآوردن تقاضاهاي جديد، يا حداقل آن خواسته‌هاي محسوس و ضروري و مبرم، آلترناتيو ديگري ندارد. برآوردن تقاضاهاي جديد مستلزم ايجاد تغيير در گفتمان و نيز تغيير در روش و رفتار و ابزارهاست. و اين، اعلان دوران جديدي است، دوران ابهامي. رژيم ابهامي از هر دو رژيم انقلابي و ترميدوري متفاوت است و از آنها جدا مي‌شود. اين رژيم سنتزي است است از دو رژيم گذشته، سنتزي كه برخي از عناصر هر دو رژيم گذشته را همزمان در خود دارد اما آنقدر متفاوت است كه ادعاي استقلال كند و هويتي خودبنياد بنا كند. رژيمهاي ابهامي وظيفه بسيار سختي بر عهده دارند: از يك طرف مجبورند تا پيوستگي ارگانيك خود را با انقلابي كه مشروعيت خود را از آن مي‌گيرند، حداقل با اساس آن، حفظ كنند، و از طرف ديگر مجبورند مشروعيت و نيز گفتمان جديدي بنا كنند كه در همه موارد مطابق با مشروعيت و گفتمان انقلابي و حتي ترميدوري نيست. اگر آنها موفق شوند كه نقطه تعادلي را پيدا كنند، البته نه بدون انجام برخي تعديلهاي اساسي، رژيم استمرار خواهد يافت. اما اگر انبوه فشارهاي وارده (داخلي و خارجي) بيش از حد انتظار باشد و حاكمان نيز اراده و توان لازم را براي رويارويي با اين خواسته‌هاي مختلف و متعدد نداشته باشند، رژيم با شكست مواجه خواهد شد. افزايش خواسته‌ها همزمان با سرآمدن دوران ترميدوري بر مشكلات خواهد افزود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 2:42  توسط مهدی حجت  | 

 

پلورالیسم در برابر و در درون اسلام

 

گزارش یک میزگرد

مترجم: مهدی حجت

 

با در نظر گرفتن مباحث کنونی راجع به دموکراسی­سازی در جهان اسلام، آیا پلورالیسم می­تواند در درون اسلام عمل نماید یا این دو مغایر هم هستند؟ از شرکت­کنندگان در گفتگو خواسته شد که انشعابات موجود در درون اسلام به عنوان یک دین را در نظر داشته و این نکته را مورد توجه قرار دهند که در یک نظام پلورالیستی باید برای گروه­های مختلف (که از طریق وابستگی سیاسی، جنسیت، قومیت ، حرفه و غیره مشخص می­شوند) امکان حضور، آزادی بیان و/یا دسترسی به انتخابات تضمین گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 12:45  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و پلورالیسم

 

 

مولف: سید هاشم علی

مترجم: مهدی حجت

 

ضرورت تمایزبخشی بین تعالیم یک مذهب و رفتار پیروان آن

ذکر این نکته در همین آغاز بحث ضروری است که تمایز آشکاری بین تعالیم اصلی و بنیادی یک مذهب با تفسیرهای ارائه ­شده از سوی مفسران آن و نیز رفتار پیروانشان در موقعیتهای تاریخی و سیاسی متفاوت وجود دارد. باید به روشنی فهمیده شود که نسل­کشی بومیان آمریکا و استرالیا، بستن مردم به چوبه­های مرگ و زنده زنده سوزاندن آنان، درهم شکستن ارادۀ مردم با توسل به غلتک­های شکنجه، تفتیش عقاید در اسپانیا، اعدام بدون محاکمه بردگان، قتل و عام و پاکسازی نژادی اخیر غرب مسیحی نمایانگر مسیحیت نیست. به همین سیاق هر عمل خشونت­آمیز ناموجه یا عدم تساهلی که از سوی برخی مسلمانان ستمدیده و مورد تعدی و تجاوز قرارگرفته صورت می­گیرد، هیچ کدام نمایانگر اسلام نیست. اگر مقاومت در برابر اشغال و ظلم و ستم نازی­ها دلاوری و شجاعت بود، در این صورت مقاومت مسلمانان در برابر نیروهای اشغالگر، رژیمهای دیکتاتوری، امپریالیسم، استعمار و ظلم و ستم نیز باید همین­گونه تلقی شود، در غیر این صورت ما سیاست یک بام و دو هوا اتخاذ کرده­ایم. هر گونه قتل عام ناموجه غیرنظامیان بی­گناه در قرآن محکوم گردیده است:

«هر که نفسی را بدون حق قصاص و یا بی­آنکه فساد و فتنه­ای در روی زمین کند به قتل رساند مثل آن باشد که همۀ مردم را کشته و هر که نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همۀ مردم را حیات بخشیده است».(سوره مائده آیه 32)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:2  توسط مهدی حجت  | 

 

تساهل و چندسانی در اسلام

 

 

مولف: اسماء افسرالدین

مترجم: مهدی حجت

 

          آمده است که در قرن سیزدهم زمانی که مغول­های غیرمسلمان بر بغداد استیلا یافتند حاکمشان هولاکوخان دانشمندان مذهبی را در شهر گرد آورد و سئوال مشکل­آفرینی از آنان پرسید و آن اینکه: طبق قوانین شما کدام یک بهتر است، حاکم بی­ایمان ولی عادل یا حاکم مسلمان ولی غیرعادل؟ پس از لحظاتی تامل همراه با دلهره و اضطراب دانشمندی مشهور پاسخ داد «حاکم بی­ایمان ولی عادل». نقل شده که دیگران نیز به او تاسی کرده و این پاسخ را تایید نمودند.

          حکومت عادل و مسئولیت­پذیر در اندیشه سیاسی و مذهبی اسلام از مدت­های مدید همواره یک آرمان بوده است. قرآن بیان می­دارد که نیکوکاران «وارثان زمین» هستند. وارثان در اینجا به هر فرد راست­کردار و نه اعضای یک گروه خاص برخوردار از امتیاز اشاره دارد.

وجود رهبری راست­کردار و عادل که حداقل با رضایت ضمنی مردم حکومت کند و به خاطر رفتار غیرمنصفانه مشمول کناره­گیری شود، برای بیشتر مسلمانان در اغلب دوران قرون میانه یک آرمان باقی ماند، چه اینکه حکومت پادشاهی تنها در حدود سی سال بعد از رحلت پیامبر اسلام در سال 632 میلادی جایگزین حکومت انتخابی محدود شد. اما آن دورۀ سی ساله حکمرانی غیرپادشاهی در خاطرۀ جمعی مسلمانان به عنوان دوره طلایی رهبری عادلانه و مشروع به دوره­ای مقدس بدل گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 17:27  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و سکولاریسم

جستاری در باب جامعه باز و دشمنانش

 

 

مولف: نور یالمن

مترجم: مهدی حجت

1

          آندره مالروکس در «ضد خاطره­ها» می­نویسد: «شرق ... تشبیه شده به عربی سالخورده سوار بر خرش، خوابیده، خواب سنگین ناشی از اسلام». هگل نیز فکر می­کرد مشرق­زمین در خواب زمستانی طولانی­مدتی فرو رفته است. در نظر مارکس وضعیت حتی بدتر می­نمود. از آنجا که شرق زیر سلطه استبداد و خودکامگی است، طبقات در آنجا وجود ندارند، بنابراین آنان در زمره شیوه تولید آسیایی قرار می­گیرند، برزخی که هیچ رویداد مهمی در آنجا قرن­ها اتفاق نمی­افتد و یا نمی­تواند اتفاق بیفتد.

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 3 فروردین1387ساعت 0:15  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و دموكراسي در خاورميانه

تاثير جهت‌گيريهاي مذهبي در گرايش به سمت دموكراسي

در چهار كشور عربي

مولف: مارک تسلر

مترجم: مهدی حجت

 

گفتگو درباره دموكراسي در جهان عرب اغلب شامل توجه به جهت‌گيريهاي مردان و زنان عادي است. به خصوص اينكه پرسشها اينگونه مطرح مي‌شوند كه آيا طرز تلقي‌ها و باورهاي عمومي كه در راه برقراري دموكراسي مانع ايجاد مي‌كنند، ممكن است به اين خاطر باشد كه سنتهاي مذهبي كه بر بيشتر كشورهاي عربي سيطره دارند، از ظهور فرهنگ سياسي دموكراتيك جلوگيري مي‌كنند. در حالي كه پرسشهايي كه اغلب و به طور مكرر راجع به ديدگاههاي شهروندان عادي مطرح مي‌شوند، راجع به آن چيزي است كه گاهي مواقع تحت عنوان عرب بدوي توصيف مي‌شوند، پاسخها در بيشتر مواقع بر پايه اطلاعات برداشت‌گرايانه (امپرسيونيستي) و روايتي استوار است. در واقع به نظر مي‌رسد كه برخي تحليل‌گران تحت تاثير پندارهاي قالبي غربيان درباره اعراب و مسلمانان هستند. برعكس، پژوهشهاي تجربي نظام‌وار راجع به ماهيت، پراكندگي و عوامل تعيين‌كننده گرايشهاي سياسي در جهان عرب نادر است.

برخلاف اين وضعيت، مقاله حاضر در پي آن است تا تاثير و نفوذ اسلام را بر گرايش به سمت دموكراسي مورد بررسي قرار دهد كه در اين زمينه از داده‌هاي مربوط به افكار عمومي كشورهاي فلسطين (كرانه باختري و غزه)، مراكش، الجزاير و مصر استفاده مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 7:57  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و آزادی

 

مولف: ام.دی. شاناواس

مترجم: مهدی حجت

 

          اخیراً به مقاله­ای برخوردم تحت عنوان «زنان در اسلام» که در آن از آزاد­سازی زنان توسط پیامبر اسلام سخن رفته بود. اما واقعیت امروز این است که زنان به تنهایی نمی­توانند به حج بروند یا مکه را که امن­ترین مکان برای هر انسانی است زیارت کنند. زنان حتی در کشوری مانند عربستان سعودی نمی­توانند رانندگی کنند. بر کسی پوشیده نیست که زنان به طور اعم و زنان مسلمان به طور اخص در جهان از حداقل آزادی و آموزش برخوردارند. به نظر نگارنده نمی­توان گفت اسلام در تئوری و عالم نظر بسیار بزرگ و برجسته است اما فاقد هر گونه ارزش عملی است.

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 9:27  توسط مهدی حجت  | 

 

بازبيني نظريه «برخورد تمدنها» بعد از حادثه يازده سپتامبر

 

مولف:‌ انجين.اي.اردم

مترجم: مهدي حجت

 

فروپاشي اتحاد جماهير شوروي نه تنها به دوران جنگ سرد پايان داد بلكه به فهم ساده‌انگارانه سياست جهاني كه در اين دوران حاكم بود، خاتمه بخشيد. ذهنيت بلوك‌محور جنگ سرد به هيچ‌وجه چشم‌اندازي براي ترسيم دوره جديد فراهم نكرده است. از خاتمه جنگ سرد به بعد پژوهشگران روابط بين‌الملل شاهد چندين «تصوير متعارض از سياست جهاني» بوده‌اند.[1] اين تصاوير اساسا به تعريف مجدد سياست جهاني در حال ظهور جديد مربوط مي‌شوند. به طرزي جالب توجه تمام اين تصاوير از غرب و به خصوص ايالات متحده سرچشمه مي‌گيرند.[2] اين رابطه در واقع داراي اهميت بسيار است چه اينكه رابطه قدرت‌ـ‌دانش را در روابط بين‌الملل نشان مي‌دهد. از ميان اين تصويرهاي «غربيِ» سياست جهاني، به ويژه تصوير «پايان تاريخ»[3] فوكوياما و «برخورد تمدنهاي» ساموئل هانتينگتن بيشترين توجه را به خود اختصاص داده‌اند. در تضاد با ديدگاه خوشبينانه فوكوياما از آينده، هانتينگتن از جنگ جهاني سومي سخن مي‌گويد كه از برخورد تمدنها ناشي مي‌شود.[4] او پيش‌بيني مي‌كند كه تفاوتهاي «بنيادين» در ميان هفت يا هشت تمدن بزرگ به احتمال بسيار زياد در سالهاي آينده راه را براي نابساماني جهاني باز خواهند كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 17:46  توسط مهدی حجت  | 

 

بررسي انتقادي

 «برخورد تمدنها و بازسازي نظم جهاني»

 اثر ساموئل هانتينگتن

 

مولف: ملينا پوپووا

مترجم: مهدي حجت

مقدمه

          ساموئل هانتينگتن ابتدا نظريه برخورد تمدنهاي خود را به صورت مقاله‌اي در مجله امور خارجه در سال 1993 منتشر كرد. به تعبير خود هانتينگتن «اين مقاله، طبق نظر ناشران مجله امور خارجه در طي سه سال از هر مقاله ديگري كه آنها از دهه 1940 منتشر كرده بودند مباحث و گفتگوهاي بيشتري را برانگيخت».(هانتينگتن، 1996 ص 3) كتاب «برخورد تمدنها و بازسازي نظم جهاني» كه در سال 1996 منتشر شد عبارت است از تلاش هانتينگتن براي پاسخ‌گويي به اين مباحث و نيز منتقدان و شرح و بسط برخي مسائلي كه مقاله‌اش آنها را برانگيخته بود. برخي از اين مسائل عبارت هستند از تعيين «تمدنها»، نقش دولتها به صورت منفرد در نظم جهاني آينده كه هانتينگتن به تصوير مي‌كشد، نقشي كه سلطه و نفوذ غرب در روابط بين‌الملل طي قرنها داشته و احتمالاً در آينده نيز خواهد داشت، ‌ظهور باالقوه تمدني جهاني و موازنه در حال تغيير بين تمدنها. آن چه كه هانتينگتن در پي انجام آن است عبارت است از ارائه پارادايمي جديد ‌ـ‌چهارچوبي كه در آن سياست جهاني بعد از جنگ سرد را بتوان تحليل كرد. در زمان انتشار، كتاب او مباحث زيادي را برانگيخت و اكنون به خصوص به دنبال حادثه يازده سپتامبر مسائلي كه او مطرح مي‌كند و نظرش در رابطه با آينده، امروزي‌تر از هر وقت به نظر مي‌رسد. اينكه تا چه حد پارادايم هانتينگتن چهارچوبي سودمند براي تحليل حوادث و تحولات در سطح روابط بين‌الملل در جهان امروز فراهم مي‌كند هنوز معلوم نيست. من موضوعات اصلي‌اي كه او در كتابش مطرح مي‌كند را بررسي خواهم كرد. توجه ويژه خواهم داشت به موضوعاتي چون تعريف او از تمدنها، نقش دولتها و ديگر بازيگران باالقوه در سياست جهاني، پارادايم‌هاي بديل احتمالي، و دو مساله توام مدرن‌سازي و غربي‌سازي، بعلاوه ظهور باالقوه يك تمدن جهاني.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 21:42  توسط مهدی حجت  | 

 

آيا معضلي به نام اسلام وجود دارد؟

 

مولف: شاهد عالم

مترجم: مهدي حجت

 

          بعد از حادثه يازده سپتامبر در برخي از حلقه‌ها باب شده است كه اسلام را به عنوان منشاء مشكلاتي كه دنياي اسلام با آنها مواجه است، مورد انتقاد شديد قرار مي‌دهند.  فضا آكنده از تئوريهايي است كه ادعا مي‌كنند اسلام از قرن دوازدهم بواسطه تاريك‌اندشي ملالت‌آور از كار افتاده و اين از كار افتادگي تنها زماني خاتمه خواهد يافت كه مسلمانان تصميم بگيرند اومانيسم سكولار را جايگزين اسلام كنند. اكنون زمان آن رسيده تا اين تئوريها شالوده‌شكني شوند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 10:43  توسط مهدی حجت  | 

 

تمدن و گفتگو در قرن ۲۱

مولف: زكي بداوي

مترجم: مهدي حجت

 

          پيش‌گويي كاري بسيار خطرناك است. پيش‌گو بودن و آينده‌نگري كردن عملي پرمخاطره است، و ما در تمام ايام از آن برخوردار بوده و در آن زياده‌روي كرده‌ايم. به نظر مي‌رسد ما نمي‌توانيم از تلاش براي فكر كردن راجع به اينكه چه چيزي در آينده اتفاق مي‌افتد، حذر كنيم. ما به اشخاصي كه به ما درباره آينده مي‌گويند اعتماد و اطمينان داريم. برخي مواقع، البته اغلب در زمانهاي گذشته، مردم به طالع‌بينان اعتماد و اطمينان داشتند. اما امروزه ما به اشخاصي كه خودشان را آينده‌گرا و يا آينده‌شناس مي‌خوانند، اعتماد داريم. آنها در واقع تفاوتي با طالع‌بينان ندارند. پيش‌گويي‌هاي آنها درست به همان اندازه مشكوك و غير قابل اطمينان است.

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 19 بهمن1386ساعت 14:31  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام، آزادی و عدالت

 

مولف: نووری آنتونی

مترجم: مهدی حجت

 

          از نظر اسلام کدامیک از اهمیت بیشتری برخوردار است: آزادی یا عدالت؟ این پرسش با در نظر گرفتن موقعیت دشواری که مسلمانان در آن قرار دارند بسیار حائز اهمیت است. آزادی و عدالت به نظر می­رسد با یکدیگر تصادم دارند. در حقیقت کشورهای اسلامی قادر به ایجاد توازن بین آزادی و عدالت نیستند، اگر در واقع هر دو را از دست نداده باشند.

      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 0:29  توسط مهدی حجت  | 

 

محمد آزادیبخش

 

مولف: اصغر علی انجینیر

مترجم: مهدی حجت

 

چرا آزادسازی و از چه، پرسش­های مهمی هستند که باید قبل از اینکه به  حضرت محمد(ص) و نهضت آزادیبخش او بپردازیم به آنها پاسخ گوییم.

برای هر نهضت آزادیبخش وضعیت اجتماعی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی یا اقتصادی موجود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، زیرا نهضت عملاً از دل همین وضعیت سر بر می­آورد. بنابراین ضرورت دارد که از بررسی وضعیت اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی ـ اقتصادی موجود مکه قبل از ظهور پیامبر اسلام(ص) آغاز نماییم. تنها پس از آن است که می­توانیم به اهمیت شخصیت پیامبر آزادیبخش پی ببریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 12:27  توسط مهدی حجت  | 

 

مفهوم و اصل آزادی از دیدگاه قرآن

 (سوره بقره)

 

مولف: لیث کوبا

مترجم: مهدی حجت

 

          «و به یاد آر آنگاه که پروردگار به فرشتگان فرمود من در زمین خلیفه­ای (از بشر) خواهم گماشت، گفتند پروردگارا آیا کسانی خواهی گماشت که در زمین فساد کنند و خون­ها ریزند و حال آنکه ما خود ترا تسبیح و تقدیس می­کنیم، خداوند فرمود من چیزی می­دانم که شما نمی­دانید»،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 20:11  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و پلورالیسم

 

 

مولف: شاه عبدوالحلیم

مترجم: مهدی حجت

 

          برای هر شخص مطلع این نکته واضح و روشن است که کشورهای اسلامی در مجموع، صرف نظر از غرب به سان یک کل، توان رویارویی با آمریکا را ندارند. کشورهای اسلامی در حوزه آموزش عقب­مانده هستند. از حیث تکنولوژیکی از غرب بسیار فاصله دارند. این کشورها چه به صورت منفرد و چه مشترکاً توان به چالش کشیدن آمریکا را ندارند چه رسد به اینکه غرب را به چالش بکشند. با این حال پس چرا غرب نسبت به امت اسلامی بدگمان و ظنین است؟ این پرسش نیازمند این است که از نقطه نظر علمی از نو مورد توجه و دقت نظر قرار گیرد. تا سوء­ظن­های غرب نسبت به جهان اسلام زدوده شود، زیرا هیچ امیدی به آینده صلح­آمیز در جهان وجود ندارد مگر اینکه سوء­اعتمادی که بین مسلمانان و غرب یهودی-مسیحی وجود دارد از میان برود.

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 20:26  توسط مهدی حجت  | 

 

«کسری موازنه دموکراتیک» در جهان اسلام

 

 

مولف: عبدالوهاب الافندی

مترجم: مهدی حجت

مساله دموکراسی

          بحثی که ما در اینجا به آن خواهیم پرداخت برای فهم فرایند دموکراسی­سازی تا آنجا که به جهان اسلام مربوط می­شود امری محوری است. از منظر نگرش دموکراتیک، مورد جهان اسلام به وضوح نمایانگر معضلی حل­نشدنی است. ناظران در شگفتند که چرا در زمانی که ظاهراً کل جهان دارند مشارکت در فرایند دموکراسی­سازی را تجربه می­کنند، بیشتر کشورهای اسلامی یا به طرزی غیر قابل نفوذ خودکامه و کاملاً مستبد باقی مانده و یا به نظر می­رسد راه دیگری در پیش گرفته­اند. با این حال تئوریهای که برای تبیین و توضیح این پدیده پیچیده و متحیرکننده ارائه می­شود، به هیچ وجه قانع­کننده نیستند. نظریه­پردازان گذار دموکراتیک تنها به تازگی توجه به ویژگیهای خاص مناطق اسلامی را آغاز کرده و لذا کاوش و جستجو در این خصوص هنوز ناتمام و در مراحل ابتدایی است. بدین ترتیب جهان اسلام هم خط مقدمی برای فرایند دموکراسی­سازی و هم مرز جدیدی برای نظریه دموکراتیک جهت کاوش و به توافق رسیدن عرضه می­دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 20:39  توسط مهدی حجت  | 

 

 

پشتوانه فرهنگي جامعه مدني در تمدن اسلامي

اسلام و دموكراسي

پلهاي بين تمدنها

 

مولف: بسام طيبي

مترجم: مهدي حجت

 

تاملي در باب اسلام و دموكراسي در بستر جهاني

          در ميان مردمي كه داراي جهت‌گيري دموكراتيك هستند بر سر ايده جامعه مدني و دموكراسي توافق و همرايي وجود دارد. در مباحث اخير، مفهوم كانتي «صلح دموكراتيك» در تاييد و حمايت از اين استدلال كه دموكراسي‌سازي جهاني به عنوان پايه‌ و اساس تحقق بخشيدن روياي صلح جهاني لازم و ضروري است، رو به رشد بوده است.[1] شرط اساسي دموكراسي‌سازي و تحقق صلح دموكراتيك، تقويت جامعه مدني در سطح جهاني است.[2]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 14:36  توسط مهدی حجت  | 

 

پلورالیسم

 امری گوهری برای جامعه مدنی

 

 

مولف: جاوید اختر

مترجم: مهدی حجت

 

          به طور ناخودآگاه متوجه بخشی از یک گفت و شنود شدم که در آن فردی به دیگری می­گفت «بهترین راه توصیف آن این است که یک شیوه زندگی­ است». او افزود «توضیح فلسفه واقعی آن دشوار است به دلیل اینکه غامض و رمزگونه است، اما اعمال و آیین­های روزانه پیرو آن بسیار خوب وضع گردیده است» در نظر او «شیوه زندگی» به معنی آیین­های روزانه و ایستارهای معمولی است». به عنوان کسی که تمام زندگی خود را در کنار محققان مسلمان سپری کرده است، شنیده­ام که اصطلاح «شیوه زندگی» اغلب برای توصیف اسلام به کار برده می­شود. اصطلاحی که به طور مکرر مورد استفاده قرار می­گیرد عبارت است از «شیوه کامل زندگی». آنچه که توجه مرا به خود جلب کرد سخن کسی بود که بر سر میز شام سعی داشت هندویسم را برای فردی دیگر توضیح دهد. برای پیروان هر دینی سنت­شان «شیوه زندگی» آنانست. نتیجه منطقی و طبیعی آن، این اعتقاد است که برای هر مومن سنت خود او برتر از دیگر سنت­هاست. این نکته برای فهم مفهوم پلورالیسم مذهبی امری محوری است.

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 9:29  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و آزادی

 

مولف: عماد احمد

مترجم: مهدی حجت

 

اسلام نمونه کامل «دیگریِ» غیرقابل درک در غرب امروز است. با این حال وجوه مشترک بین اسلام و مسیحیت بیشتر از وجوه افتراق آنهاست. میراث جنگ­های صلیبی در سال­های دور به کار منافع و جاه­طلبی­های سیاسی تازه­تر آمده که آن وجوه اشتراک را تحت الشعاع قرار می­دهد. بدون شک تفاوت تئولوژیکی مهمی بین اسلام و مسیحیت وجود دارد و آن اینکه باور مسیحیان به الوهیت مسیح از نظر مسلمانان مردود است. با این حال مسلمانان مسیح(ع) را به عنوان پیامبری برجسته مورد تکریم قرار داده و مشروعیت جامعه مسیحی را به عنوان «اهل کتاب» تصدیق نموده­اند. بعلاوه قرآن (که به باور همه مسلمانان کلام حقیقی خداوند است) می­فرماید: «و با محبت­تر از همه کس با اهل ایمان آنان را که می­گویند ما نصارا (مسیحی) هستیم خواهی یافت، این دوستی نصارا نسبت به مسلمین بدین سبب است که برخی از آنها دانشمند و پارسا هستند و آنها تکبر و گردنکشی نمی­کنند». (سوره مائده آیه 85) با در نظر گرفتن این واقعیت­ها، تفاوت­های تئولوژیکی بین این دو دین بزرگ، دلایل کافی برای خصومت­ورزی­های خشونت­آمیز گذشته که اغلب بین این دو گروه رخ می­داد و یا برای منازعات آینده که برخی پیشگویان به نظر می­رسد به عنوان پیش­بینی حتمی­الوقوع در حال شکل­دادن آن هستند، محسوب نمی­شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 9:26  توسط مهدی حجت  | 

 

اسلام و آزادی مذهبی

 

مولف: اصغرعلی انجینیر

مترجم: مهدی حجت

 

مساله آزادی مذهبی در جهان مدرن، به خصوص در دوران پست­مدرن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار گردیده است. در قرون وسطی، به خصوص پیش از عصر رنسانس مساله آزادی مذهبی مطرح نبود. مراجع مذهبی در تحمیل اصول و باورهای خاص خویش یا خود دارای قدرت سیاسی بودند و یا همکاری نزدیکی با مقامات سیاسی داشتند. در نتیجه، فرد از این آزادی برخوردار نبود که به آنچه که خود تمایل دارد ایمان داشته باشد. او مجبور بود یا پیروی نماید و یا در صورت سرپیچی هزینه سنگینی ـ اغلب از دست دادن جان ـ پرداخت نماید. همه ما از صدها مورد اعدام مخالفان مذهبی در آن دوران باخبریم. یک دلیل این نوع رفتار این بود که مذهب در دوران قرون وسطی به نحو تنگاتنگی با دولت همبسته بود. از این رو هرگونه مخالفت مذهبی شورش یا فتنه­انگیزی علیه دولت تلقی می­گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 9:27  توسط مهدی حجت  |